ستاره هاي كوچك من

خاطرات كودكانه

بدون عنوان

خودم هم نمي دونم چرا نمي رسم به وبلاگ شما سر بزنم. البته بيشترش تقصير خودتونه چون تا كامپيوتر روشن مي شه مي دوين مياين تا جاي من بنشينيد. مي خواستم از سفر مشهد و شمال و تپه هاي شني بنويسم، از شير برداشتن امير مهدي و از عقد خاله راضي، ولي نرسيدم عوضش يه عالمه عكس دارم براي هر دو تا دون كه لحظه به لحظه اونا را ثبت كردم . حالا 5 صبحه و ششم ماه رمضون هر دو تادون خوابين و من هم خوابم مي آد.
2 تير 1394
1